وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،
دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا
وقتی عاشقانه مرا میخواهی ،
همیشه و همه جا هوای مرا داری ، دیگر چه بخواهم از این دنیا
من در این دنیا هستم و تو در کنارم ،
این همه عشق است در برابر چشمانم.
وقتی گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته ،
یک گلستان است که در دلم نهفته
و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است ،
و با این نفسهاست که عاشق مانده ام ، عاشق تو
تو مال منی و من از همه کس بی نیاز مانده ام
وقتی در لحظه های خواستنت تو را در کنار خودم دارم ،
تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان
من در خانه عشقتم و تو تکیه گاهم ، عشق من خیلی میخواهمت.
این تو بودی که به من عشق دادی ، نفس دادی ،
این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی
این تو بودی که با محبتهایت بی دریغت مرا عاشق کردی ،
مهربانی هایت مرا اسیر دلت کرد. باور میکنی
این تو بودی که مرا به اوج بردی ،
دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی
وقتی یکی مثل تو را دارم ، چرا باید از غم و غصه بنالم،
همیشه شاد میمانم
ما هر دو از همه چیز گذشتیم تا رسیدیم به هم ،
و میگذریم تا برسیم به قله عشق با هم.
با هم در کنار هم ، مثل همیشه ، همیشه عاشق هم!
خیلی دوست دارم.
عشق من زندگیم همه کسم یکی یدونم دردونه ی من بخاطر تموم محبتات بخاطر تموم لحظه های خوبمون بخاطر بودنت بخاطر آرامشی که بهم دادی ازت ممنونم ❤️
چهاردهمین ماهگرد عشقمون مبارک باشه همسرجانم

بازم موقع رفتنت دلم میگیره
از تموم شدن تابستون و تعطیلات فقط بخاطر رفتن تو متنفرم
میگن پائیز فصل عاشقاست فصل عاشقیه فصل قشنگیه ولی کجای این فصل قشنگه وقتی همه چیو ازت میگیره
عشقتو برگای رو درختارو هوای آفتابیو.
انقد فصلش دلگیره که هرلحظه اش با بغض همراهه
علی جانم ازت دلخورم خیلی ولی داری بازم ازم دور میشی این شهر و دانشگاه لعنتی چیه که تورو ازم گرفتن
امشب می نویسم برای دل خودم
برای تموم شبایی که بی تو سر کردم
برای دل شکسته ی تو دل شکسته ی خودم
برای اشکای ریخته شده ی من برای اشکای نیومده ی تو
برای بغضای تو سینه حبس شده
برای روزای سخت روزایی که اشک ریختیم
برای دل بی کسدلی که شکست گرفت خورد شد ولی نباید دم بزنه
خدا منو میبینی؟
چه شبایی که با تنهایی گذشتبا حال خراب گذشت
امشب از همون شباسترفته از سرم حواسم.
حالم خوش نیست :)
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات

* نه بهار با هیچ اردیبهشتی
نه تابستان با هیچ شهریوری
و نه زمستان با هیچ اسفندی
اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نیامد
پائیز مهری داشت که بر دل هر خیابان می نشست …
* میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی
فقط تو مانده ای که هنوز از بهار لبریزی
* برای من که دلم چون غروب پاییز است
صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است…
* یک پنجره از ابر بهارم لبریز
لبریزتر از غم غروب پاییز
در محکمه ام نوشت دنیا روزی
تبعید به غربت جنوب پاییز …
* بیا ای همنشین سرد پاییز
به آواهای شب هایم درآمیز
بیا ای رنگ مهتاب بلورین
تو شعری تازه در من برانگیز

درباره این سایت